على محمدى خراسانى

163

شرح منطق مظفر (فارسى)

فكر مىگذرد همين مرحله است و اين‌جا است كه انسان‌هاى مفكر از ديگران ممتاز مىشوند هر انديشمندى كه در اين مرحله به سلامت تحقيقاتش را كامل نمايد و بتواند در اين سير علمى ، مجهول خويش را تا سرحدّ مقدمات بديهى آن ، تعقيب كند البته به مقصود خويش رسيده است و هركس در اين مرحله موفق نشود هرگز مجهول او تبديل به معلوم نمىشود . براى موفقيت در اين دوره و كسب معلومات متناسب با مجهول . مرحوم مظفر « طريقهء تحليل » را پيشنهاد مىكنند كه عنوان بحث هم همين بود يعنى : كسب المقدمات بالتحليل ؛ اين روش در سه بخش اجرا مىشود : بخش اوّل : فرض كنيم كه مجهول ما يك قضيهء حمليّه است ، مثلا : « الانسان جسم » ، و مىخواهيم از طريق قياس اقترانى حملى آن را تبديل به معلوم سازيم خود اين مرحله محتاج به برداشتن سه‌گام است : گام اوّل : تجزيه و تحليل مطلوب : فرض اين است كه مطلوب ما يك قضيهء حمليه است . هر قضيهء حمليه مركب از موضوع و محمول است ، كه اولين كار جداسازى اين دو از يكديگر است ، مثلا در قضيهء مذكور « انسان » را جدا و « جسم » را جدا در نظر مىگيريم نه به عنوان يك قضيهء مرتبط باهم ، ضمنا اين را هم مىدانيم كه هر آن‌چه « موضوع مطلوب » باشد در مقدمات آن « حدّ اصغر » خواهد بود و قضيهء مشتمل بر آن صغرى است و هر آن‌چه « محمول مطلوب » باشد در مقدماتش « حدّ اكبر » خواهد بود و قضيهء مشتمل بر آن كبرى است . گام دوّم : پس از تجزيه و تحليل ؛ روى هركدام از موضوع و محمول ، چهار عمل انجام مىدهيم ؛ براى موضوع مطالب زير را به دست مىآوريم : تمام آن‌چه بر انسان قابل حمل است : نوع ، جنس ، فصل ، عرض خاص و عرض عام ( چون محمولات يك موضع از اين پنج امر بيرون نيست ) ، مانند : « الانسان ناطق ، حيوان ، ضاحك ، جسم و . . . » 2 . تمام آن‌چه را كه ، انسان بر آن‌ها قابل حمل باشد ، مانند : « زيد انسان » ، « الكاتب انسان » ، « الناطق انسان و . . . » 3 . تمام آن‌چه از اين موضوع ، قابل سلب است ، مانند « الانسان ليس بفرس » ، « الانسان ليس بشجر » ، « ليس بجماد » و . . .